تبليغاتX
عاشقان شهره صولتی

عاشقان شهره صولتی

شهره تویی ملکه صحنه ها شهره تویی گنج توی گنجینه ها

سلام

امروز از مسافرت برگشتم که کاش بر نگشته بودم یه حسی توی راه وقتی بارون میزد به شیشه ماشینم بهم میگفت کاش بری اون دنیا

امروز عاشق این بودم که برم اون دنیا نمیدونم چرا؟

کاش هرگز برنگشته بودم کاش مرده بودم و نرسیده بودم که کامنتامو چک کنم

نمیدونم چقد حال خرابمو درک میکنید ؟

نمیدونم چقد میفهمید که آدم عزیز ترین عزیزش رو از دست بده چقد سخته ؟

نمیدونم همه شماها چقد با نام کامران نصر داداش گل من آشنا بودید همیشه اسمشو توی همه آپهام میگفتم و کامنتاشم که همیشه منحصر به فرد بود

نمیدونم چی بگم از کجا شروع کنم چه جوری تموم شد اصلا نمیدونم باور کنید تموم بدنم میلرزه حالم خیلی بده کاش همه خبرها دروغ بود

کاش میشد به عقب برگشت

چندروز پیش به کامران زنگ زدم بر نداشت دلم شور افتاد ولی گفتم نه چیزخاصی نیست آبجی مهتاب میدونه خودش به آبجی مهتاب هم گفتم گفت نه چیز خاصی نیست سرش شلوغه

تا اینکه بعد از کلی مسیج و کامنت و .....خودش باهام تماس گرفت از خوشحالی نمیدونستم چه جوری گوشمیو بردارم و باهام حرف زد و کلی معذرت خواهی و قربون صدقه که ببخشید که نگران شدی هیمشه میگفت الهی بمیررم منم میگفتم خدا نکنه من بمیرم برات من فدای تو من پیش مرگ تو داداش کامران جونم یادته ؟چرا منو تنهام گذاشتی؟

تو که بهم قول داده بودی میگفتی من تازه خواهرمو پیدا کردم تنهاش نمیذارم ؟میگفتی خدا تو رو یه ماه قبل از تولدم بهم هدیه دادیادته؟میگفتی کلی برای به دست آوردن تو به درگاه خدا گریه و التماس کردم یادته؟

خلاصه باهم کلی صحبت کردیم ولی صداش صدای قبلی نبود هی میگفتم تو خوبی ؟میگفت آره به خدا من خوب خوبم مگه نمی بینی دارم باهات حرف میزنم و میخندید

بهش گفتم ولی حس من یه چیز دیگه میگه هان؟

گفت قربون حست برم چی میگه؟

گفتم نمیدونم ولی نگرانتم؟

یه ذره مکس کردبعد با صدای بغض گرفته گفت من خوبم

دوباره گفتم باشه نگو

گفت خوب  از پله های استودیو خوردم زمین و هر چی بچه ها رو صدا کردم نشنیدن و خندید گفت تموم بدنم خون خالی شده بود ولی به خدا الان خوب خواهری خوبم گفت بهت نگفتم چون چیز خاصی نبود که ناراحت نشی و نخواستم که نگرانم شی  الان هم دکتر سرمو بخیه زده و دستمم بستم دست راستمم هست نمیتونم به کارام برسم آهنگام نمیه کاره مونده

بهش گفتم کاش دست راست من میشکست چون من چپ دستم و دست راست تو چیزیش نمیشد هی میگفت  خدا نکنه عزیزم کاش بیشترباهاش حرف زده بودم کاش اصلا اون تلفن و مکالمش رو قطع نمیکردم هیچ وقت   چه میدونستم تماسهای آخرشه خبر مرگم بشه

داداش کامران جونم چه جوری دلت اومد منو تنها بذاری من که چشمم یه ذره ناراحت شده بود کلی ناراحت شدی یادته؟هی میگفتم چیزی نیست میگفتی اینقد ناارحت شدی همه بچه ها تو آموزشگاه و شاگردات فهمیدن یادته؟

یادته هر روز عصر هم مسیج میدادی میگفتی خواهری روزه نمازات قبول باشه؟

تا مطمئن نمیشدی من افطار نکردم افطار نمیکردی؟ یادته یه روز اینقد سرت شلوغ بود یادت رفته بود افطار کنی من بهت مسیج دادم گفتی مگه اذان و دادن؟کلی خندیدی و ازم تشکر کردی

تو بهترین و عزیز ترین کسی بودی که تودنیا داشتم واقعا دلسوزم بودی چه طوری از این همه خاطره و محبت تو بگذرم  منوباید با خودت ببری داداش گلم وگرنه نمیتونم تحمل کنم

یادته اینقد سرت شلوغ بود نمیتونستی سریال پنجمین خورشید رو نگاه کنی هر روز زنگ میزدی صبح به صبح من برات تعریف میکردم ؟یادته بهم میگفتی خواهری تو همه چیز تمومی هان  یه مجری به تموم معنا هم هستی خیلی خوب سریال رو برام تعریف میکنی بهم گفتی مامانم میخواست برام تعریف کنه گفتم بهش تعریف نکن آبجی بهاره صبح قراره برام تعریف کنه اون خوب تعریف میکنه من بهت گفتم وای داداشی چرا اینو به مامانت گفتی خوب میذاشتی تعریف کنه برات گفتی نه آبجیم بهتر تعریف میکنه؟تا اینکه دیگه تو.تو خونه بودی و گفتی خواهری دارم میمبینم پنجمین ستاره رو چون فعلا توخونه بیکارم نمیدونم داداش یجونم تا آخرش دیدی سریال رو یا نه؟

یادته در ماشینت آسیب دیده بود من چه حالی داشتم بهت گفتم چرا مواظب خودت نیستی گفتی به خدا من مقصر نبودم ماشینم پارک بود با گیتارم اومدم برم تو ماشین یه ماشین زد در ماشنیم رفت همش میخندیدی قربونت بشم بهت گفتم به خاطر من مواظب خودت باش توی ماشین با موبایلت حرف نزن به خاطر من گفتی باشه سعی میکنم صحبت نکنم میگفتی آخه من هم سرم شلوغه تلفنام رو تو ماشین میزنم هم بیشتر کیف میده و میخندیدی و به خاطر من گفتی دیگه در حین  رانندگی با موبایلت صحبت نمیکنی من احمق خاک بر سر چه میدونستم یه دفعه بی خودی میخوری از پله ها زمین و همین باعث میشه تو منو تنها بذاریمن با این همه خاطره چی کار کنم ؟روزی سه بار باری من کامنت میذاشتی ساعت ۱۰ صبح و ۲ بعداز ظهر و ۱۱شب

چقد ازآپ کردن وبم خوشحال میشدی الان تو نیستی من به چه بهونه ای وبمو آپ کنم؟ الان وبمو آپ کردم چرا نمیای نظر بدی ؟چرا نمیای بگی دروغهههههههههه؟ چرا نمای بهم بگی جون کامران ناراحت نباش ؟؟؟

با مسجات چی کار کنم ؟تموم موبایل من پر از مسجای تو هست به خاطر اینکه میدونستی من عاشق ملکه هستم چقد از خودت جوکا ی شهره ای درست میکردی و برام میفرستادی

بعد از اون تلفنت یه بار دیگه هم بهم تماس گرفتی یادته؟من چقد باهات درد و دل کردمحتی توی اون حال هم کلی منو دلداری دادی بعد دیگه ازت خبری نشد؟

اولش گفتم تو  کسی نبودی که منو از خودت بی خبر بذاری و از من بتونی طاقت بیاری بی خبر بشی گفتم حتما سرت شلوغه قضیه اون زمین خوردنم جدی نگرفتم اصلا فکرش نمیکردم که چیز خاصی باشه گفتم اگه زمین خودن وسر شکستن و دست شکستن چیز خاصی بود بهم خبر میدادی چون به آیجی مهتابم گفته بودی که داری میری بخیه های سرت رو بکشی و کلی از من به آیجی مهتاب گفته بودی

دیگه یه چند روزی ازت خبر نشد همش ۳ یا ۴ روز

ولی باری من ۳۰ یا ۴۰سال گذشت ابجی مهتاب میدونه خیلی بهت زنگ زدم به آبجی مهتاب گفتم خیلی بی معرفتی بلااخره که هم به ما  زنگ میزنی کلی برات من و آبجی مهتاب(کوچولو) نقشه کشیدیم و از دستت ناراحت شدیم گفتیم یعنی یه زنگ نمیتونی بزنی به ما  باز گفتیم شاید سرش شلوغه آبجی مهتاب گفت آبجی بهاره شاید رفته کانادا قراربود بره برای یه آهنگسازی اونجا گفتم نه اون اگه میرفت اول به من خبر میداد و از طریق نت منو تنهانمیذاشت و باهام همیشه در تماس بود حتی سوئد هم رفت کامنتاش قطع نمیشد اینقد حالم بد بود گفتم برم مسافرت تا شاید از تو هم خبری بشه ولی نمیدوستم چه خبری؟

اصلا آروم و قرار نداشتم هیج جا

آبجی مهتاب یادته امروز بهم اس ام اس زدی گفتی چطوری؟

گفتم خیلی بدم خیلی حالم بده حتی مسافرتم منو خوبم نکرد گفتی بیرون رفتی گفتم نه اصلا یادته <؟گفتم همش تو هتل بودم گفتی آبجی چرا با خودت اینطوری میکنی ؟یادته ؟گفتم خودمم نمیدنمولی میدونستم خود کامران هم میدوسنت حس من چقد قوی هست و چقد به هم نزدیک هستیم

امروز که اومدم خونه کامنتم رو باز کردم دیدم زده وبلاگ پارسی به روز شد این وبلاگو کامران به من هدیه کرده بودگفتم برم حالشو بگیرم ولی دستم لرزید گفتم بذار بهش زنگ بزنم اذیتش کنم بگم به چه جراتی بدون من وبلاگتو آپ کردی باز گفتم نه بذار به آبجی مهتاب زنگ بزنم اونم خوشحالش کنم بعد 

بعد رسیدم به کامنت استاد رفیق نیا گفتم اول چون مسافرت بودم و نبودم از شرمندگی استاد در بیام و عرض ادب کنم بعد به آبجی مهتاب زنگ بزنم کامنت استاد رو که جواب دادم گفتم بذار کامنتای بعدی هم جواب بدم که کاری نمونه بعد برم وبلاگ داداش کامران به آبجی مهتاب زنگ بزنم و با خودش تماس بگیریم هم ذوق داشتم هم حالم بد بود اصلا اشکم نا خوداگاه میومد نمیدونم چم بود از صبح اینقد گریه کرده بودم یه حسی داشتم که رفتم دکتر بهم سرم زدبهم  و امدم هتل و راهی شدم به سمت خونه

یه کامنت به اسم باران دیدم که زده بود تسلیت

ای کاش تا زنده ایم قدر هم دیگه رو بدانیم گفتم برم تووبش منم تسلیت بگم و بیبنم کی هست و تو ذهنم گفتم حالا در جواب هم میگم ما قدر زنده ها رو هم میدونیم رفتم وبش واااااااااااای خدای من تموم دینا رو سرم خراب شد کاش مرده بودم و نرفته بودم تو وبش فهمیدم که داداش کامران من منو برای هیمشه تنها گذاشته اصلا باورم نمیشه  نمیتونم تحمل کنم نه صبر میخوام از خدا نه هیچی فقط اگه داداش کامران هنوزم یه ذره دوستم داری منو ببر پیش خودت همین واقعا نمیتونم تحمل کنم کاشکی دروغ باشه اصلا باورم نمیشه نمیتونم باور کنم شما بگید چی کار کنم به دادم برسید  اصلا نمیتونم با این همه خاطراتش چیکار کنم قرار بود کتاب برای من چاپ کنه وبهم هدیه بده همش منتظر بود منو به یه بهانه ای خوشحال کنه  میگفت یکی از بهترینها میشه چون میخوام کتابمو به تو تقدیم کنم

اصلا نمیتونم باور کنم یه چندتا از کامنتاشو میذارم که ببینید چقد منو دوست داشت من با این همه دوست داشتن و تنها یی چی کار کنم ؟

واقعا دلسوزم بود واقعا تکیه گاهم بود بعد اون من هیشکی رو ندارم کامران تنها کسی بود که توی زندگی داشتم خودشم میدونست همش بهش میگفتم اونم میگفت توی این دنیا فقط تور رو دارم ای خداااااا چرا این کارو کردی؟کامران منو ازمن گرفتی ؟

چرا کامران جان منو تنها گذاشتی تو که قول داده بودی بهم یادته که منمو هیچ وقت میگفتی تنهام نمیذاری؟

تو ی این دنیا دوست و برادرو هم صحبت خیلی زیاده ولی کامران همیشه برای من تنها کسی بودکه یار و یاورم بود و میشدروش به جرات حساب کرد خیلی بزرگوار بود خیلی همیشه حتی از دست کسی هم ناراحت میشد میگفت هم به خودش هم به خدای خودم گفتم بهاره که من بخشدیمش میگفتم آفرین خوب کردی عزیزم

یه چند تا از کامنتاش رو دلم میخواد بذارم اینجا شاید آخرین پستم باشه دوست دارم با کامننتای خودش بسته شه این وبلاگ

======================================

سلاااااااااااااااااااام ابجی جونم
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام عزیزدلم
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام قربونت بشم
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام نفس من
الهی من فدات بشم عزیزم.به خدا این منم که لایق تونیستم......
انشالله همین جورباشه که گفتی وخدا هرچی که بخوام بهم بده چون همه چی رو برای تو گلم میخوام
=====================================

سلاااااااااااااااااام ابجی جونم .........سلاام همه عمرم.سلام نفسم...سلام عشقم..سلااام روحم
الهی من فدات بشم جون دلم.......شاید توی این شبای قدر خدا بیشتر صدای منه بنده کمترین خودش رو بشنوه..شاید به توی شبای عزیز شب گریه های منو ببینه ...
شاید توی این لحظاتی که نجوای خداخدا بیش از هرزمانی به گوش میرسه او خداخدا مرا هم بشنوه ....اما خداجون خودت میدونی ازت چی میخوام ...ازت میخوام ابجی جونم رو صحیح وسالم وشاد وخندون زیر سایه خوت حفظ کنی-اونو به همه ارزوهاش برسونی .....

===================================

سلاام ابجی جونم.سلام همه عمروزندگی وعشق وفکر وذکرم
فدای تو خواهریم بشم ازت ممنونم که منم بین دعاهات جای دادی
منم (البته اگه خدا قبول کنه)همش دیشب برایت دعا کردم
منم به جز تو هیچ کس روندارم به خدا همه زندگیم هستی
حتی یه ثانیه ازاین زندگی روحتی بدون فکر به توهم نمیخوام
فدات بشم من ابجی جونم .دردوبلات به جون خودم
دوست دارم خیلی زیاد.عاشقتم دیوانه وار ابجی جونم
خدایا تو را به حق همین شبها و به عزیزانت قسم میدم که عزیز منو زیر سایه خودت سلامت .موفق وشاد نگه دار ومرا لایقش ساز

دوست دارم ابجی جونم.خیلی مواظب خودت باش....فعلا

=====================================

سلااااااام ابجی جونم.سلااااام عزیزدلم.همه عمرم.فکرم .ذکرم.خواب وخیالم.قلبم..
اصلا سلااااام همه وجود کامران...سلام خواهری من
وای می بخشی ابجی جونم ..اره دیگه ..اینقدر سرم شلوغه که اصلا هواس برام نمی مونه ...این روزا خیلی هواس پرت شدم میدونی چرا ؟اخه فکروذکرم فقط پیش ابجی جونمه...الهی من فدات بشم...اره ماشین هم دیگه اخرای جراحیشه ...بعدش میارن اتاق انتظار تا به هوش بیاد....
بمیرم ابجی جونم....چشم!!!!کی جرات داره ابجی منو چشم بزنه ؟چشمشو از جا در میارم خودمن
بمیرم خواهری که اینقدر اذیت شدی..به خدا وقتی اس ام اس دادی نفسم بند اومد..
حالم از این رو به اون رو شد همه بچه ها متوجه شدند وازم علتش ومی پرسیدند..
دردوبلات به جونم ...من بمیرم نبینم یه لحظه ناراحتی تو رو....جونم به فدات ابجی جونم...خدا مرگ منوبده که دیشب اینقدر اذیت شدی...ایکاش چشم من کور میشد تولی این اتفاق واسه چشم تونمی افتاد...
تورو خدا بیشتر مواظب خودت باش ..به چشمتم یه خورده استراحت بده....
اره خواهری جونم تو همه فن حریفی قربونت بشم...مجری.دوبلور.نویسنده .شاعر.و...
خواننده هم هستی مگه نه؟اره دیگه .راستش رو بگو وقتی شهره جون میخونه خیلی باهاش میخونی نه؟
الهی دردوبلات به جونم...جون من مواظب خودت باش...توهمه وجودمنی...تا اخر عمرم دوست دارم خواهری ....فدات بشم الهی

=====================================

اینم دفتر آخر وبلاگ سرای پارسی که پوریای عزیز زحمت کشیده ازش ممنونم به خاطر کامنتش ولی خیلی حال منو بدتر کرد

وااااااای این آهنگ وبلاگش رو چقد دوست داشت میگفت احسان خواجه امیری  خیلی قشنگ خونده :سلام ای غروب غریبانه من

                                                    سلام ای طلوع سحرگاه رفتن

سلام ای غم لحظه های جدایی

خدا حافظ ای شعر شبهای روشن.....

بازگشت همه به سوی اوست                     گلچین روزگار عجب با سلیقه است

                                 مى چیند آن گلى كه به دنیا نمونه است

کامران نصر هنرمند جوان کشورمان چشم از جهان بست وبه سوی حضرت دوست پروازکرد.

ایشون که متولد سوئد بودند به عشق ایران به سرزمین مادری خود برگشتند وسالها به انجام امور سیاسی -خیریه و موسیقی...می پرداخت ودرهمه حال قلبش برای کشور وهموطنانش می تپید .

او یکی از نوادر موسیقی ایران بود که حتی نشانه هایی از ظهور یک بابک بیات دیگر را درموسیقی میداد .

کامران چند روز پیش طی حادثه ای به کما رفت واز انجا که او قبل از مرگش تمام اعضای بدنش را اهدا کرده بود دیشب پس از ۵روز تمامی تجهیزات مراقبتی از بدنش قطع وکنده شد!!!و او این دنیا رابدرود گفت!!!

کامران رفت اما با رفتنش جان چندین نفر را نجات داد وبه انها حیات دوباره ای بخشید...

او بازهم (گذشتن و  حس انسان دوستی)را این بار با مرگ خود واهدای اعضای بدنش به رخ همه کشید

                                            

 برای شادی روحش دعا کنید

                           نوشته شده توسط یکی از دوستان او(پوریا)

 

 

این متن وبلاگ سرای پارسی هست
 
 
خیلی حرفا دارم بزنم و باید میزدم ولی خیلی حالم بده نمیدونم چی بگم حرفام یادم میره کامران یه دنیا حرف داره برای من  منو با یه دینا حسرت و ناباوری تنها گذاشت و رفت
کامران خودت جواب منوبده میدونی که چقد من بی تحملم پس تو رو خدا بیا بگو دروغه این خبر
یادته همیشه میگفتی حاضر نیستی من ناراحت باشم
کامران من منتظر کامنتا و مسیجاتم هان آخرین بار قرار شد که من فدا و پیش مرگ تو بشم پس چرا اینطوری شد ؟
یادته چقد دوست داشتی سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام رو اینطوری بارت بذارم؟
کامران منو با خودت ببر اگه دوستم داری ازت خواهش میکنم یادته میگفتی زندگی رو برای هم میخوایم تو که قول دادی تنهام نمیذاری
شما بگید من چی کار کنم با این همه خاطرات و کامنتها و تلفن ها و مسیج هاش چی کار کنم؟
اگه یه روز بهم زنگ نمیزد میگفت دلم برات تنگ شده امروز صداتونشنیدم میگفت باهات حرف میزنم بدترین ناراحتی هم ازم دور میشه خوب خوب میشم پس چی شد کامراااااان ؟ چرا بهم زنگ نمیزنی ؟؟؟؟

همیشه بهت میگفتم تو دنیا غیر از تو هیشکی برام مهم نیست یادته؟؟
این ترانه ملکه رو چقد دوست داشتی یادته ؟؟؟حالا من تا وقتی زنده هستم با این آهنگ باید سر کنم میدونستی که من با این آهنگ باید تنهاییت رو پر کنم؟خدا کنه که زیاد نکشه و منم  به زودی زود بیام پیشت عزیزم
کسی به من نگفته بود که شهر قصه خسته هست
بین گذشته ها و من پل سفر شکسته  هست
کسی به من نگفته بود که خانه بی تو مانده
که شهر از تو خالی هست
کسی غزل نخوانده هست
کسی به من نگفته بود که خانه بی تو مانده
که شهر از تو خالی هست
کسی غزل نخوانده هست
کسی نگفت تا که من خدایی نکرده نشکنم غافل از اینکه خود من حادثه شکستنم
کسی به من نگفته بود که باغ را بهار نیست
در پس پشت پنجره کسی در انتظار نیست
کسی به من خبر نداد که تو به خواب رفته ای
مثل گل سفید خواب به شط آب رفته ای
کسی به من نگفته بود که خانه بی تو مانده که شهر از تو خالی هست
کسی غزل نخوانده هست
کسی نگفت تا که من خدایی نکرده نشکنم غافل از اینکه خود من حادثه شکستنم
کسی نگفت تا که من خدایی نکرده نشکنم غافل ازا یانکه خود من حادثه شکستنم


+نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت1:45توسط بهاره ذلال | |

سلام دوستان عزیزم

امروز براتون یه عکس طراحی شده از ملکه با یه بیت از ترانه لباس ماه پیشونی رو براتون میذارم که بازم مثل همیشه داداش حامد گلم زحمت این کار قشنگ رو کشیده که ازش یه دنیا ممنونم

بهاره نوشت ۱:خواهشا سعی کنید نذارید احساست و عاطفتون بر شما و عقلتون غلبه کنه و پیروز شه که واقعا خیلی لطمه میبینید خوش به حال کسایی که دلاشون سنگه و بی تفاوتن فقط همینو میتونم بگم و بس

بهاره نوشت ۲:توی این روزای عزیز و آخرای ماه رمضون همه رو مشمول دعاها ی خیرتون بفرمایید منم حتما اگه قابل باشم همه شما عزیزانم رو و ملکه قلبم رو دعا میکنم طاعاتتون قبول حق تعالی

بهاره نوشت ۳:آرزوهای هر کسی برای خودش خیلی قشنگه و به اندازه قلب همون شخصه و حکم سرنوشت رو برای اون فرد بازی میکنه ولی تا چه حد به آروزهامون نزدیک بشیم یا دور دیگه دست تقدیره و سرنوشت که زندگی ما رو بر همون اساس و چهار چوب میسازه امیدوارم تو این روزای عزیز همه شما عزیزانم به ارزوهاتون نزدیک و نزدیک تر شوید

+نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت19:5توسط بهاره ذلال | |

 

 

سلام

سلام دوستان

بالاخره نظر سنجی آلاله عاشقان اعلام شد

واااااااااااااااااااااااااای نمیدونید چقد خوشحالم :viva: :hora: :viva: :hora: :queen:
wooooooooooooooooooooooooooooooow
به خدا دارم سکته میکنم قربون ملکه بشم که همه جا اوله همه جا دردش به جونم
از همین جا میخوام از عزیزان گل سایت شهره ای خودم تشکر کنم و تبریک ویژه بهشون بگم به خاطر این موفقیت و از همشون تشکر کنم  که لطف کردن و توی این نظر سنجی شرکت کردن و اگه بخوام اسم ببرن خیلی زیاد هستن ماشالله تعدادشون مرسی از لطف همگیشون که اینقد گلن و بی نظیر مثل خود ملکه

داداش شاهین گل و عزیزم و داداش فریدجون نازنینم و ساناز خواهری گلم و داداش سامان و ....بی نهایت ممنونم قربون همه شما عزیزانم بشم من کههمه زندگی منید

از همه دوستان و عزیزانی که از طریق وب ادبی من محبت کردن و منو خوشحال کردن و زحمت کشیدن و به ملکه رای دان یه دنیا ممنونم امیدوارم که کسی رو از قلم نندازم

به ترتیب

۱-داداش حامد عزیزم واقعا ممنونم از کامنتت

۲-آبجی نیلوفر گلم که عشق منه و یه دنیا دوسش دارم و دستای پر مهر و محبتش رو میبوسم

 ۳-داداش حجت گلم که هیمشه برای من یه تکیه گاه بزرگ و حامی و مشوق اصلی من تو این راه بوده ازت ممنونم داداش عزیزم

۴- ساناز خواهری گلم ممنونم گلم

۵-مهتاب خواهری گلم که یه دینا گرمای محبتت همیشه بهم تابیده عزیز دل مرسی خواهر گلم

ووووووووووووووووووووووووو

۶-یه تشکر اسپشیال و ویژه میخوامداشته باشم از برادر گل و نازنینم که همیشه و همیشه منو تو بلاگش شرمنده میکنه و تو نظر خواهی هم تو بلاگش اعلام کرده بود که به ملکه رای میده و حامی ملکه هست

مرسی حافظ جان خوشحالم که این رابطه تنگاتنگ و نزدیک  بین ما طرفداری ملکه و تو نازنین و سایر طرفداران امید عزیز وجود داره و باعث افتخاره

و همچنین تشکری دارم از فن های شهرام صولتی نازنین که اومدن و به ملکه رای دادن

از همتون ممنون دست یکایک شما نازننیانم ور میبوسم

در آخر و مهمتر از همه از کامران عزیزم که عزیزترین تو زندگیمه و همه تار و پود منه تشکر مخصوص و یه خسته نباشید میگم بهش

مرسی کامران جان از این همه محبت بی کران و بی دریغت امیدوارم که لایق این همه خوبیهای تو عزیز باشم

 

این متن آلاله عاشقان هست که کامران عزیزم نوشته با اجازش براتون میذارم :queen:
البته به همراه یه عکس خوشگل از ملکه گذاشته بود که من نتونستم بذارمش ولی به جاش یه عکس خوشگل از ملکه میذارم که داداش حامد گلم زحمتش رو کشیده


( اعلام نتیجه محبوب ترین خواننده زن از نظرشما

شهره صولتی محبوب ترین خواننده زن

رده بندی محبوب ترین خواننده زن

۱.شهره صولتی

۲.مهستی

۳.گوگوش

۴.شکیلا

۵.هایده

۶.هنگامه

۷.لیلافروهر

دوستان عزیز هر کسی بر حسب علاقش به یک خواننده زن یا مرد نظر میده و هرکسی هم معیارها یی را برای انتخاب داره .مهم این نیست که این سایت یا اون سایت نظر سنجی میکنند و توی هر سایتی اسم یک خواننده در میاد مهم اینکه ما با اون خواننده احساس ارامش کنیم و دوستش داشته باشیم.حالا نفر 1 یک نظر سنجی یا نفر 100 نظر سنجی دیگه !

مهمه اینه که با ترانه های چه کسی زندگیمون رودر جهت نزدیکی به حضرت حق و یه دنیای ارام و زیبا بسازیم.....

ازحضور تمامی شما در این نظرسنجی متشکرم...)


بهاره نوشت ۱:نوشته لگوی اول پستم رو به همراه این عکس خوشگل ملکه داداش حامد گلم با اون سلیقه خوشگلش زحمت طراحی و فتو شاپش رو کشیده قربون اون سلیقش برم من ازش بینهایت ممنونم

این متنمم تقدیم به ملکه قلبم بازم بابت طراحی خوشگلش باید اززحمات داداش حامد گلم تشکر و قدر دانی کنم

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت23:59توسط بهاره ذلال | |